حضور دخترم در همايش شير خواگان حسيني

توي خيمه قحط آبه / داداش اصغرم بي تابه / ربابه نشسته اينجا / تشنه ي يه كاسه آبه
چي مي شه بارون بگيره / تا داداشم جون بگيره / تا گلوش به جاي نيزه / رنگ آسمون بگيره
قربون گلوي نازت / كه شهيد نيزه ها شد / بعد تو،تو خيمه هامون / خدا ميدونه چها شد
بخواب اي عزيز خواهر / لالالا اصغر لالايي / تا آروم بگير مادر / لالالااصغر لالايي
سلام به دختر شير خواره ام؛
عزيز مادر، من و عمه جوني نذر داشتيم شمارو به همايش شير خوارگان كه همه ساله برگزار ميشه ببريم.به همين خاطر من و تو و عمه جون و محدثه كوچولو به همراه مامان جون اولين جمعه ماه محرم به مجمع شير خوارگان در مصلي تهران رفتيم و خيلي خوب بود.ماماني امروز كه روز عاشورا بود و تو در كنارمون بودي بابايي براي سلامتي شما نذر داشت جلوي دسته گوسفندي را قرباني كرد.ايشالا كه به حق علي اصغر حسين هميشه سالم باشي.
عزيز دلم تو اين لباس چه زيبا شدي

قربون نگاه مهربونت برم

عكس شما با محدثه جوني در مصلي

نيكا جون بعد از قرباني كردن گوسفند

نيكا جون روبروي خيمه امام حسين

دختر عزيزم ايشالا كه هميشه در مسير 6 ماهه امام حسين قدم برداري.


حضور دخترم در همايش شير خواگان حسيني
